واقعاً تو کی هستی؟
انگار نه انگار همه چیز بهم ریخته بود، چقدر زود اون روزای سخت فراموش شد...یه لذت عجیب
دارم یه حس پنهان یه جورایی مثل رنگ کردن دیوار اتاقم بود، یادته جونم دراومد ولی آخرش
کلی با تازگی و تمیزی اتاقم کیف کردم، رابطمون هم مثل دیوار اتاقم بود واسه رنگ کردنش
خیلی سختی کشیدیم ولی الآن داریم با این همه احساس نویی که به هم داریم طعم شیرین
عاشقی رو میچشیم....
تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست
محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست
از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت
که در این وصف زبان دگری گویا نیست
بعد تو قول و غزل هاست جهان را اما
غزل توست که در قولی از آن ما نیست
تو چه رازی که بهر شیوه تو را می جویم
تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست
شب که آرام تر از پلک تو را می بندم
در دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست
این که پیوست به هر رود که دریا باشد
از تو گر موج نگیرد به خدا دریا نیست
من نه آنم که به توصیف خطا بنشینم
این تو هستی که سزاوار تو باز اینها نیست
"محمد علی بهمنی"