همین جوری یک دفعه یاد این وبلاگ افتادم یاد پارسال که توی این وبلاگ حرفامو بهت میزدم

یاد اون دعواهایی که با هم می کردیم و من این جا باهات درد و دل می کردم

یاد اون کامنت های عاشقانه و یاد اون کامنت های ناشناس که می دونم کی بود

امروز واسه من همه چیز فرق داره

امروز که این رو می نویسم نه نگرانم که از دستت بدم و نه نگاه سنگین کسی رو حس میکنم

امروز من و تو ما هستیم. من و تو حالا دیگه یه خانواده ایم. یه زوج خوشبخت....

این وبلاگم به عنوان یادگاری نگه میدارم تا یادم نره

آسون به دستت نیاوردم همسر عزیزم..........